در دوران جنگ جهانی دوم، زنی جوان در اروپای اشغالشده به شبکه مقاومت میپیوندد و به عنوان پیامرسان و مأمور مخفی فعالیت میکند. او در ظاهر زندگی عادی دارد، اما اطلاعات، اسناد و افراد تحت تعقیب را میان نقاط امن جابهجا میکند. هر ایست بازرسی میتواند هویتش را فاش کند و اعضای مقاومت نیز نمیتوانند مطمئن باشند چه کسی در میانشان خبرچین است. زمانی که یکی از عملیاتها شکست میخورد، زن مجبور میشود مأموریتی را که برای فرد دیگری طراحی شده بود خودش ادامه دهد. این مأموریت به اطلاعاتی مربوط است که میتواند جان تعداد زیادی از نیروهای مقاومت را نجات دهد. در مسیر، او با سربازان، غیرنظامیان و افرادی روبهرو میشود که مرز میان همکار و دشمن در موردشان واضح نیست. جنگ برای او نه میدان نبرد بزرگ، بلکه مجموعهای از انتخابهای کوچک و خطرناک است؛ پنهان کردن یک نامه، اعتماد کردن به غریبه یا تصمیم گرفتن درباره اینکه آیا جان یک نفر ارزش به خطر انداختن کل شبکه را دارد.