هنگامی که پری، عاشق دوران کودکی مدیر فروشگاه تشک، لینت، اعلام می کند که شهر را ترک می کند، وحشت می کند. او و دوست صمیمی بی پرواش، وایات، ناامید از اثبات خود، نقشه ای خجالتی را برای "نجات" برادر کوچکترش از یک آدم ربایی ساختگی - فقط برای اینکه تصادفاً یک آدم ربایی واقعی را انجام دهند، سرهم می کنند.