در قرن سیزدهم و در سرزمین پاگان سمیگالیا کنار دریای بالتیک، پادشاه و پسر جوانش در شرایطی مشکوک مسموم میشوند. پیش از مرگ، پادشاه حلقه فرمانروایی را به نامای، جنگجویی جوان و کمتجربه، میسپارد و او ناگهان مسئول حفظ استقلال مردمش میشود. در همان زمان ماکس، پسر نامشروع پاپ، با نیروهایی نظامی به منطقه میآید و میخواهد به نام گسترش مسیحیت سرزمین ثروتمند سمیگالیا را زیر سلطه بگیرد. نامای باید قبایل و اشرافی را که همیشه با هم موافق نیستند متحد کند و در برابر ارتشی مجهزتر مقاومت سازمان دهد. حلقه پادشاه فقط نماد قدرت نیست و دشمنان نیز به دنبال آناند، زیرا مشروعیت فرمانروایی را نشان میدهد. فیلم نبردهای تاریخی را با روند بلوغ یک رهبر پیوند میدهد؛ جوانی که برای تاجوتخت آماده نشده بود اما اکنون باید میان مصالحه و مقاومت تصمیم بگیرد. مسئله اصلی دفاع از زمین، فرهنگ و حق مردمی است که نمیخواهند آیندهشان از بیرون تعیین شود.