مارکوس گاران، آدمکش حرفهای، پس از مرگ همسرش از بسیاری از مأموریتها فاصله گرفته و بیشتر نگران دخترش است. پیشنهادی با دستمزد بسیار بالا او را دوباره وارد بازی میکند: گروهی از بهترین قاتلان جهان دعوت شدهاند تا مردی به نام جُرگ دراکوس را از میان بردارند؛ کسی که به عنوان خطرناکترین قاتل زنده شناخته میشود. مارکوس همراه رقبایی با سبکها و مهارتهای متفاوت وارد محل تعیینشده میشود، اما خیلی زود متوجه میشود مأموریت مطابق توضیح کارفرما نیست. دراکوس نه قربانی ساده، بلکه کسی است که عمداً همه آنها را در یک مکان جمع کرده و حالا خودش شکارچی شده است. اتحادهای موقت شکل میگیرند و از بین میروند، زیرا هیچکس نمیداند دیگری تا چه اندازه برای جایزه حاضر به خیانت است. مارکوس باید از تجربهاش برای زنده ماندن استفاده کند و همزمان بفهمد چرا شخصاً برای این رقابت انتخاب شده و آیا هدف واقعی دراکوس فقط اثبات برتری خودش است یا گذشتهای مشترک پشت ماجرا قرار دارد.