در آیندهای نزدیک، زمین با خشکسالی، کمبود غذا و بحرانهای زیستمحیطی روبهروست و گروهی از نوجوانان برای مأموریتی چندنسلی به سیارهای دوردست فرستاده میشوند. آنها از کودکی در محیطی کنترلشده آموزش دیدهاند و قرار است نسلهای بعدیشان به مقصد برسند. ریچارد، دانشمندی که برنامه را طراحی کرده، همراهشان سفر میکند و برای حفظ آرامش و کاهش رفتارهای پرخطر مادهای در نوشیدنی روزانه آنها قرار داده شده است. زمانی که چند نوجوان حقیقت را کشف میکنند، مصرف دارو را متوقف میکنند و به تدریج احساسات، میل و خشمی را تجربه میکنند که پیشتر سرکوب شده بود. پس از حادثهای که اقتدار بزرگسالان را تضعیف میکند، نظم سفینه از بین میرود و گروهی از جوانان شروع به ساختن قواعد خودشان میکنند. رقابت برای قدرت و منابع بالا میگیرد و مأموریتی که برای نجات نسل بشر طراحی شده بود، به آزمونی درباره این پرسش تبدیل میشود که جامعه بدون کنترل بیرونی چگونه میتواند نظم، اعتماد و مسئولیت را حفظ کند.