«وقتی همه خواب بودند» داستان بیبی است، مامایی محبوب و مسن در دهکدهای کوچک. وقتی بی بی ازدواج کرد، شوهرش قول داد که او را به زیارت مکه ببرد و با اینکه هرگز وعده خود را فراموش نکرد، پیش از آن که به آن عمل کند از دنیا رفت. بی بی پس از سال ها انتظار بالاخره فرصت زیارت را پیدا می کند، اما سن بالای او سفر را دشوارتر از گذشته می کند.