در آیندهای که اکوسیستم زمین تقریباً فروپاشیده، وسپر سیزدهساله همراه پدر بیمار و فلجش در منطقهای فقیر زندگی میکند. منابع غذایی کماند و گروههای ثروتمند در «سیتادل»ها فناوری زیستی و بذرهای مهندسیشده را کنترل میکنند؛ بذرهایی که طوری طراحی شدهاند تا کشاورزان نتوانند نسل بعدیشان را دوباره بکارند. وسپر استعداد زیادی در زیستشناسی دارد و با آزمایش گیاهان و موجودات مصنوعی تلاش میکند راهی برای تأمین غذا و درمان پدرش پیدا کند. وقتی سفینهای سقوط میکند و زنی مرموز به نام کاملیا را پیدا میکند، احتمال دسترسی به فناوری سیتادل برای نخستین بار واقعی به نظر میرسد. «Vesper» علمیتخیلی خود را بر جنگ بزرگ یا سفر فضایی بنا نمیکند؛ مسئله اصلی کنترل غذا، دانش و امکان بقاست. عموی وسپر، جوناس، بر منابع محلی و گروهی از کودکان کار تسلط دارد و هر اطلاعات تازه میتواند تعادل قدرت را تغییر دهد. وسپر باید تشخیص دهد به کاملیا تا چه حد میتواند اعتماد کند و آیا کشف علمیاش فقط راه نجات خانواده است یا میتواند نظم ناعادلانه بزرگتری را نیز به چالش بکشد.