بووی پس از بازی در یک فیلم ترسناک کمهزینه درباره قاتلی با نقاب دلقک، ناگهان در میان طرفداران ژانر شناخته میشود. موفقیت اولیه به اندازهای که انتظار داشت به فرصتهای حرفهای بعدی منجر نمیشود و او با فشار طرفداران، شبکههای اجتماعی و تصویری که فیلم از او ساخته دستوپنجه نرم میکند. شبی یکی از طرفداران افراطی با پوشیدن همان نقاب وارد زندگی واقعی بووی میشود و او را گروگان میگیرد. مرد میخواهد صحنهها و قتلهای فیلم را در دنیای واقعی بازسازی کند و انتظار دارد بووی نقش قربانی خودش را دقیقاً مانند فیلم اجرا کند. بازیگری که پیشتر خشونت را در محیط کنترلشده دوربین تجربه کرده، این بار هیچ گروه تولید یا خروج امنی ندارد. بووی باید با شناخت داستان، رفتار طرفدار و چیزهایی که درباره شهرت خودش میداند زمان بخرد و راه فرار پیدا کند. شب به تقابلی میان شخصیت ساختگی و انسان واقعی تبدیل میشود؛ زنی که نمیخواهد اجازه دهد طرفداری بیمارگونه سرنوشتش را بر اساس فیلمی که زمانی فقط یک نقش بود تعیین کند.