در اواخر دهه ۱۹۶۰، مارلون براندو در حالی که برای نقشهای مهمی مانند «پدرخوانده» و «آخرین تانگو در پاریس» آماده میشود، رؤیای ساختن پناهگاهی سازگار با طبیعت در جزیرهای در تاهیتی را دنبال میکند. او برای عملی کردن این ایده با برنارد جاج، معمار جوان و ایدهآلگرا، همکاری میکند. جاج وارد پروژهای میشود که قرار است نمونهای از زندگی پایدار و هماهنگ با محیط زیست باشد، اما کار کردن با یکی از مشهورترین بازیگران جهان به معنای روبهرو شدن با تصمیمهای ناگهانی، خواستههای بزرگ و محدودیتهای واقعی ساختوساز در جزیره است. رابطه حرفهای این دو میان معماری، شهرت و آرمانگرایی شکل میگیرد و جاج باید میان دیدگاه خود و خواستههای براندو تعادل برقرار کند. فیلم دورهای از زندگی براندو را دنبال میکند که موفقیت سینمایی او با تلاش شخصی برای ساختن جایی دور از هالیوود همزمان شده است.