در سال ۱۹۴۵، یک هواپیمای باری ارتش آمریکا پشت خطوط دشمن در جنگل سیاه آلمان سقوط میکند و محمولهای فوقمحرمانه در منطقه باقی میماند. سرگرد جانسون گروهی از سربازان را به فرماندهی گروهبانهای بروئر و والش میفرستد تا محموله را پیدا کنند و در صورت امکان بازماندگان را بازگردانند. با ورود نیروها به جنگل، نشانههای عجیبی ظاهر میشود: اجساد سربازان آلمانی با نمادهای ناشناخته، قطبنماهایی که از کار میافتند و تصاویری که تشخیص واقعیت از توهم را دشوار میکنند. مأموریت نظامی به تدریج به نبردی برای بقا در برابر نیرویی فراطبیعی تبدیل میشود. سربازان که برای مقابله با دشمن انسانی آموزش دیدهاند، باید بفهمند چه چیزی در جنگل حضور دارد و چرا منطقه با آیینها و نشانههای جادویی مرتبط است، در حالی که جدا شدن از گروه میتواند هر کدام را به هدفی آسان تبدیل کند.