فرانک تی. هاپکینز، سوارکار آمریکایی، پس از سالها حضور در نمایشهای غرب وحشی دعوت میشود در مسابقهای استقامت در صحرای عربستان شرکت کند. او همراه اسب موستانگش هیدالگو وارد رقابتی میشود که بیشتر شرکتکنندگان با اسبهای اصیل عربی و تجربه محلی در آن حضور دارند. در «Hidalgo»، مسئله فقط سرعت نیست؛ مسیر طولانی، گرما، کمبود آب، طوفان شن و رقابت سخت، پیوند میان فرانک و اسبش را آزمایش میکند. حضور یک خارجی در مسابقه با نگاههای تردیدآمیز و مسائل سیاسی و خانوادگی اطراف برگزارکنندگان نیز همراه میشود. فرانک که با گذشته و هویت خودش درگیر است، در طول سفر مجبور میشود دوباره درباره جایگاهش و رابطهاش با فرهنگ بومی آمریکا فکر کند. فیلم ماجراجویی را با وسترن و درام ورزشی ترکیب میکند و هیدالگو را فقط وسیله مسابقه نشان نمیدهد؛ اعتماد میان انسان و اسب بخش اصلی توان آنها برای ادامه مسیر است. هدف رسیدن به خط پایان است، اما مسابقه به آزمونی گستردهتر برای استقامت و هویت تبدیل میشود.