جون زمانی از بهترین مأموران و آدمکشهای سازمان اطلاعات ملی کره جنوبی بود، اما رؤیای واقعیاش از کودکی کشیدن وبتون بود. او برای فرار از زندگی مخفیانه مرگ خودش را صحنهسازی میکند و سالها بعد به عنوان هنرمندی ناموفق همراه همسر و دخترش زندگی میکند. فشار مالی و نقدهای منفی باعث میشود یک شب در حالت مستی داستانی بر اساس مأموریتهای فوقمحرمانه گذشتهاش بکشد. همسرش بدون اطلاع او اثر را منتشر میکند و وبتون ناگهان به موفقیتی بزرگ تبدیل میشود. مشکل اینجاست که جزئیات داستان برای مأموران سابق و دشمنان قدیمی کاملاً قابل تشخیصاند. سازمان اطلاعات میفهمد جون هنوز زنده است و در همان زمان تبهکاری به نام جیسون که از عملیات گذشته او کینه دارد، خانوادهاش را هدف قرار میدهد. جون مجبور میشود دوباره میان مأمور مخفی و هنرمند زندگی معمولی جابهجا شود و از مهارتهایی استفاده کند که سالها برای پنهان کردنشان تلاش کرده بود.