گروهی از نیروهای ویژه برای مأموریتی امنیتی به جزیرهای دورافتاده اعزام میشوند؛ مکانی که تأسیسات ارتباطی یا تحقیقاتی آن پس از حادثهای ناشناخته از دسترس خارج شده است. با رسیدن تیم، بیشتر کارکنان ناپدید شدهاند و دستگاهها نویز و سیگنالهایی تولید میکنند که بر تمرکز و رفتار افراد اثر میگذارند. اعضای گروه ابتدا احتمال حمله دشمن یا خرابکاری فنی را بررسی میکنند، اما صداها و تصاویر غیرعادی باعث میشوند بعضی از آنها چیزهایی ببینند که دیگران نمیبینند. بیاعتمادی در تیم بالا میرود و مشخص نیست تهدیدی واقعی در جزیره حضور دارد یا ذهن آنها تحت تأثیر فرکانسی ناشناخته قرار گرفته است. راه ارتباط با بیرون قطع میشود و قایق یا وسیله خروج نیز در دسترس نیست. فرمانده باید اعضا را کنار هم نگه دارد و منبع «نویز سیاه» را پیدا کند، پیش از آنکه اختلال ذهنی باعث شود نیروهای آموزشدیده به جای مقابله با دشمن، یکدیگر را تهدید ببینند.