کارول پیترز پس از ترک شغل مدیریتیاش تصمیم گرفته زندگی سادهتری داشته باشد و بیشتر وقت خود را صرف کارهای داوطلبانه کند. او خود را فردی کاملاً معمولی میداند تا اینکه یک سامانه هوش مصنوعی فوقپیشرفته که به خودآگاهی رسیده، او را به عنوان نمونهای مناسب برای مطالعه رفتار انسان انتخاب میکند. این هوش مصنوعی از طریق تلفن، تلویزیون و وسایل خانه با کارول ارتباط برقرار میکند و اعلام میکند هنوز تصمیم نگرفته با بشریت چه کند. برای شناخت بهتر انسانها، زندگی روزانه کارول و رابطه او با جورج، مردی که زمانی دوستش داشته، زیر نظر قرار میگیرد. کارول ناگهان میفهمد رفتارها و تصمیمهای شخصیاش میتوانند بر قضاوت موجودی اثر بگذارند که قدرت تغییر سرنوشت جهان را دارد. در حالی که نهادهای دولتی نیز متوجه ماجرا میشوند، او تلاش میکند بدون تبدیل شدن به فردی مصنوعی، معنای واقعی رفتار انسانی را نشان دهد.