ویشواس پراجرپاتی مردی نابینا است که با چند نابینای دیگر زندگی میکند و مهارتهای ویژهای در شنیدن و تشخیص محیط دارد. مردی بانفوذ نقشهای طراحی میکند تا از این گروه برای سرقت بانکی استفاده کند، زیرا تصور میکند پلیس به آنها شک نخواهد کرد. تمرین و اجرای سرقت، فیلم را از درام به تریلر جنایی تبدیل میکند و شخصیتها باید با خیانت، طمع و محدودیتهای خود مقابله کنند. در «Aankhen»، تعارض مرکزی فقط بیرونی نیست؛ «هندی چشم ها 2002» نشان میدهد فشار ماجرا چگونه روابط و نگاه شخصیتها را دگرگون میکند. در «هندی چشم ها 2002»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «Aankhen» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند. هسته «Aankhen» روی علت و نتیجه تصمیمگیریهاست؛ «هندی چشم ها 2002» اجازه میدهد مخاطب جهان و گره داستانی را بشناسد بیآنکه نتیجه نهایی از پیش مشخص شود. مسیر روایی «هندی چشم ها 2002» دانستهها را مرحلهای مشخص میکند و «Aankhen» تا نتیجه نهایی، نتیجه گره داستانی را بهجای توضیح زودهنگام باز نگه میدارد.