مراد علی محمد، وکیل مسلمان و خانوادهدوست در شهر بنارس، سالها در محلهای زندگی کرده که همسایگان هندو و مسلمان در کنار هم رفتوآمد دارند. زندگی او زمانی زیرورو میشود که برادرزادهاش شهید در حملهای تروریستی مشارکت میکند و کشته میشود. پلیس و رسانهها خیلی زود تمام خانواده را زیر فشار قرار میدهند و حتی خانه مراد به عنوان بخشی از شبکه افراطی بررسی میشود. عروس خانواده، آرتی محمد، که خودش هندو و وکیل است، تصمیم میگیرد دفاع از مراد را در دادگاه بر عهده بگیرد. پرونده فقط درباره اثبات بیگناهی یک فرد نیست؛ دادستان تلاش میکند باور مذهبی و روابط خانوادگی را به مدرکی برای مشارکت در تروریسم تبدیل کند. همزمان همسایگانی که سالها مراد را میشناختند تحت تأثیر ترس و اخبار از او فاصله میگیرند. آرتی باید نشان دهد جرم یک عضو خانواده نمیتواند هویت تمام جامعه را تعیین کند و مراد نیز مجبور است با این پرسش روبهرو شود که چگونه میتوان هم از ایمان و خانواده دفاع کرد و هم مسئولیت افراطگرایی را بدون انکار آن پذیرفت.