سیدهانت چوهدری وکیلی نظامی است که مأمور دفاع از کاپیتان جاوید خان میشود؛ افسری که بدون انکار، به قتل یکی از افسران مافوق خود اعتراف کرده اما حاضر نیست درباره انگیزهاش توضیح بدهد. پرونده در منطقهای نظامی و حساس در کشمیر جریان دارد و سکوت متهم باعث میشود کار سیدهانت تقریباً ناممکن به نظر برسد. او در ابتدا این مأموریت را پروندهای ساده میبیند، اما با بررسی شهادتها و رفتار فرماندهان متوجه میشود اتفاق پشت قتل با روایت رسمی فاصله دارد. در مرکز ماجرا بریگادیر رودرا پراتاپ سینگ قرار دارد؛ فرماندهای کاریزماتیک و سختگیر که نگاهش به وظیفه، دشمن و قدرت فضای واحد را شکل داده است. «Shaurya» یک درام دادگاهی و نظامی است که پرسش درباره اطاعت، وجدان و مسئولیت فردی را در دل ساختار ارتش مطرح میکند. هرچه سیدهانت به حقیقت نزدیکتر میشود، دفاع از جاوید از یک تکلیف اداری به آزمونی برای شجاعت اخلاقی خود او تبدیل میشود.