آراویند کاروناکاران، افسر پلیس، پس از دورهای تعلیق یا دوری از خدمت با پروندهای قدیمی روبهرو میشود که سالها پیش برادرش آجیت نیز روی آن کار کرده بود. یک قتل و شواهدی که به نظر ناقص میرسند باعث میشوند آراویند دوباره اسناد و بازجوییهای گذشته را بررسی کند. او به تدریج متوجه میشود برخی نتیجهگیریهای پرونده بر پایه فرضهایی بوده که هرگز به درستی اثبات نشدهاند. هر سرنخ تازه او را به افراد سیاسی و پلیسی نزدیک میکند که تمایلی ندارند پرونده دوباره باز شود. رابطه آراویند با برادرش نیز پیچیده است و او نمیداند آیا آجیت چیزی را از روی اشتباه نادیده گرفته یا عمداً بخشی از حقیقت را پنهان کرده است. تحقیقات به مسئلهای درباره اعتبار، خانواده و وفاداری تبدیل میشود. آراویند باید بین دفاع از نام برادر و پذیرش مدارکی که شاید به ضرر او باشند انتخاب کند و بفهمد آیا عدالت در این پرونده با پیدا کردن قاتل تمام میشود یا باید کسانی را نیز پاسخگو کرد که سالها اجازه دادند حقیقت دفن شود.