سه مهندس بیکار در روستایی کوچک زندگی روزمرهای ساده دارند و بیشتر وقتشان صرف جستوجوی کار و شوخی با مشکلات مالی میشود. زندگی آنها زمانی به هم میریزد که به شکلی اتفاقی با مقدار زیادی پول روبهرو میشوند؛ پولی که متعلق به یک سرقت یا معامله غیرقانونی است. آنها در ابتدا تصمیم میگیرند پول را پنهان کنند تا بعداً دربارهاش تصمیم بگیرند، اما همین کار باعث میشود هم صاحبان پول و هم پلیس به آنها نزدیک شوند. هرکدام نظر متفاوتی دارد: یکی میخواهد پول را برگرداند، دیگری آن را فرصتی برای خروج از فقر میبیند و سومی فقط میخواهد گرفتار نشوند. تلاشهای ناشیانه برای مخفی کردن حقیقت مشکلات تازهای ایجاد میکند و دوستیشان را تحت فشار قرار میدهد. در حالی که افراد خطرناک منطقه به دنبال محموله گمشدهاند، سه دوست باید بفهمند آیا شانس ناگهانی واقعاً «قسمت» آنها بوده یا آزمونی است که تنها با صداقت میتوانند از آن جان سالم به در ببرند.