سیدارت مردی کمحرف و مهربان است که در یک خط تلفنی شبانه برای افراد ناامید کار میکند و به تماس کسانی پاسخ میدهد که دنبال کسی برای شنیدن مشکلاتشان هستند. یک شب زنی به نام میشکا با او تماس میگیرد و گفتوگویی طولانی میانشان شکل میگیرد، اما سیدارت در معرفی خودش حقیقت را کامل نمیگوید. میشکا که پس از شکست رابطه عاطفی آسیب دیده، به صدای ناشناس اعتماد میکند و این دو بدون دیدن یکدیگر به هم نزدیک میشوند. «Jhootha Hi Sahi» کمدی-رمانتیکی درباره رابطهای است که از یک دروغ کوچک آغاز میشود و هرچه احساس واقعیتر میشود اصلاح آن سختتر خواهد شد. سیدارت در زندگی روزمره صاحب کتابفروشی است و میان دوستانی با مشکلات و روابط متفاوت قرار دارد؛ حلقهای که هم کمکش میکند و هم موقعیتهای پیچیدهتر میسازد. وقتی او و میشکا در دنیای واقعی هم روبهرو میشوند، فاصله میان هویت تلفنی و شخصیت واقعی به مسئله اصلی تبدیل میشود.