مانی کندن، دانشجویی جوان، ناگهان با مسئولیت پدر شدن روبهرو میشود؛ در حالی که خودش هنوز برای زندگی بزرگسالانه آماده نیست. تصمیمهای او درباره مادر کودک، خانواده و آیندهاش داستانی درباره بلوغ ناخواسته، مسئولیتپذیری و تغییر رابطهها شکل میدهد. بخش قابلتوجهی از قصه، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و این انتخاب روایی به بحران معنای شخصیتری میدهد. محدودیتهای همان موقعیت، به انتخابها وزن بیشتری میدهد و همین ویژگی اختلافها را برجستهتر میکند. در بخشهای بعدی، فشار موقعیت بیشتر میشود و شخصیتها ناچارند درباره نیت دیگران تجدیدنظر کنند. داستان در کنار خط اصلی، پیامدهای انسانی را دنبال میکند و از این راه مشخص میشود چگونه یک تصمیم کوچک مسیر بعدی را عوض میکند. در محدودهای بدون اسپویل، کشمکش میان خواستهها ادامه دارد؛ در نتیجه «دادا» اجازه دهد انگیزهها بهتدریج روشن شوند. شرایطی که شخصیتها در آناند، دامنه انتخابها را محدود میکند و همین ساختار تنش را بدون افشای پایان حفظ میکند.