شیوا، افسر پلیس جوان، درست در زمانی که قرار است از زندگی شخصی و شغلش تصمیم تازهای بگیرد، ناخواسته وارد پروندهای سیاسی میشود. سانگام، مقام یا شاهدی مهم، اطلاعاتی دارد که میتواند آینده یک سیاستمدار قدرتمند را تغییر دهد و گروههای مختلف میخواهند پیش از رسیدن او به مقصد مانع شهادتش شوند. شیوا مأمور میشود این فرد را در بازداشت و تحت حفاظت منتقل کند. مشکل اینجاست که بخشی از نیروهای پلیس نیز تحت نفوذ مخالفان قرار دارند و هر ایستگاه یا جاده میتواند به تله تبدیل شود. در طول سفر، گذشته شخصی شیوا و رابطهاش با رِواتی نیز وارد بحران میشود و او مجبور است میان وظیفه رسمی و امنیت نزدیکانش انتخاب کند. هرچه به مقصد نزدیکتر میشوند، روشنتر میشود «بازداشت» فقط درباره نگه داشتن یک متهم نیست؛ او در واقع باید از کسی محافظت کند که افراد قدرتمندی حاضرند برای ساکت کردنش تمام دستگاه قانون را علیه یک مأمور تنها به کار بگیرند.