راجا، مکانیکی جوان و فقیر، عاشق آنجو، دختر یک صنعتگر ثروتمند میشود. پدر آنجو با کارگران کارخانه و رهبر اتحادیه آنها، شانکار، درگیر است و وقتی میفهمد راجا برادر همان رهبر کارگری است، رابطه این دو جوان را تهدیدی علیه خانواده و موقعیت خود میبیند. عشق راجا و آنجو در میان اختلاف طبقاتی، اعتصاب کارگران، فشار خانوادگی و خشونت قرار میگیرد و آنها باید میان اطاعت از خانواده و ایستادگی برای انتخاب شخصی خود تصمیم بگیرند. فضای «هندی آزمایش 1995» از اعتماد، وابستگی و عوض شدن احساسات قهرمانهای قصه شکل میگیرد؛ در «Aazmayish» هر عوض شدن موقعیت، انگیزهها و جهت انتخابهای بعدی را روشنتر میکند. مسیر «هندی آزمایش 1995» بدون لو دادن نتیجه پیش میرود و «Aazmayish» نقطههای عطف را از دل واکنش قهرمانهای قصه به مانع اصلی میسازد. در «هندی آزمایش 1995»، جزئیات تازه از دل همان مسئله اصلی بیرون میآیند و «Aazmayish» از حاشیهروی یا توضیحهای بیرون از داستان دور میماند.