درام خانوادگی «همیشه برف میبارد» زندگی خانوادهای را دنبال میکند که با آشکار شدن نشانههای زوال حافظه در پدرشان ناچار میشوند با واقعیتی تازه روبهرو شوند. پل، مردی که زمانی تکیهگاه خانواده بوده، به تدریج در انجام کارهای روزمره و به خاطر آوردن جزئیات دچار مشکل میشود و تشخیص بیماری، رابطه او با همسر و فرزندانش را تحت فشار قرار میدهد. فرزندان بزرگسال که هر کدام زندگی و مسئلههای خود را دارند، باید درباره مراقبت از پدر، مسئولیتهای مشترک و معنای حضور واقعی در کنار یکدیگر تصمیم بگیرند. فیلم به جای تبدیل بیماری به ابزار ملودرام، بر لحظههای کوچک سردرگمی، خشم، محبت و پذیرش تمرکز دارد و نشان میدهد تغییر وضعیت یک نفر چگونه تعادل کل خانواده را عوض میکند. حضور نسلهای مختلف در کنار هم، قصه را به تأملی درباره خاطره، پیوند خانوادگی و ارزش زمانی تبدیل میکند که پیش از دیر شدن میتوان با عزیزان گذراند.