ژان که با بدهی و شکست شخصی روبهروست برای مراسم خاکسپاری مادرش به لیسبون میرود. همراهی دوست سابق و دیدار با آدمهای گذشته، سفر غمانگیز را به کمدی تلخی درباره شرم، دوستی و شروع دوباره تبدیل میکند. سوءتفاهمها یکی پس از دیگری بزرگتر میشوند و راهحلهای عجولانه معمولاً دردسر تازهای میسازند.