هری مارچ نویسندهای سالخورده و بدخلق است که در خانهای آرام در همپتونز زندگی میکند و به خلوت، منظره و سبک زندگی خودش وابسته است. این آرامش وقتی به هم میریزد که یک میلیاردر در زمین کناری شروع به ساخت عمارتی عظیم و پرزرقوبرق میکند. هری ساختمان تازه را توهینی به محله و تجاوزی به فضای شخصی خود میبیند و تصمیم میگیرد هر طور شده جلوی پروژه را بگیرد. اعتراضهای کوچک او خیلی زود به جنگی شخصی با همسایه تبدیل میشود و هر طرف برای آزار دیگری قدم بعدی را برمیدارد. در همین زمان، هری با روابط خانوادگی و تغییراتی در زندگی خودش نیز روبهروست؛ مسائلی که نشان میدهند بخشی از خشم او فقط به ساختمان کناری مربوط نیست. «همسایههای عصبانی» کمدیای درباره لجاجت، مالکیت و دشواری پذیرش تغییر است و از رقابت دو همسایه برای نشان دادن مردی استفاده میکند که باید با محدودیتهای خودش نیز کنار بیاید.