پَتسی، دختری نوجوان، همراه پدربزرگش چاک و گروهی از دوستان به مغازهای قدیمی در محله چینیها میرود و به شکلی تصادفی دریچهای جادویی را فعال میکند. این دریچه آنها را وارد جهانی میکند که از پنج قلمرو متفاوت تشکیل شده و هرکدام نگهبان و قوانین خاص خود را دارند. شیئی باستانی که در خانواده پَتسی نگهداری شده، کلید حفظ تعادل این قلمروهاست و نیرویی شرور میخواهد آن را به دست آورد. پَتسی در ابتدا از ارتباط خانوادهاش با این جهان چیزی نمیداند، اما کمکم میفهمد پدربزرگ سالها بخشی از حقیقت را پنهان کرده است. گروه برای بازگشت به خانه باید میان موجودات افسانهای و آزمونهای مختلف حرکت کند و همزمان مانع سقوط قلمروها شود. نوجوانی که همیشه سنتهای خانوادگی را چیزی قدیمی و دور از زندگی خودش میدید، حالا باید دانشی را که از نسلهای قبل منتقل شده جدی بگیرد و مسئولیتی را بپذیرد که هیچوقت انتخابش نکرده بود.