کلارا، مترجم نظامی فرانسوی، پس از مأموریتی آسیبزا در خاورمیانه به نیس بازمیگردد تا کنار مادر و خواهرش زندگی کند. او به واحد عملیات ضدتروریسم ارتش منتقل میشود و تلاش دارد با آثار روانی خدمت گذشته کنار بیاید. زمانی که خواهرش پس از یک مهمانی بهشدت مجروح میشود، کلارا احساس میکند روند رسمی تحقیقات بیش از حد کند است. سرنخها او را به مردی ثروتمند و بانفوذ میرسانند که دسترسی به او از راههای قانونی آسان نیست. کلارا از آموزش نظامی، شبکه ارتباطی و مهارتهایش برای پیدا کردن افراد مرتبط استفاده میکند و به تدریج از محدوده اختیارات قانونی فاصله میگیرد. خشم و نیاز به محافظت از خانواده باعث میشود رفتار او خشنتر شود و خطر از دست دادن شغل یا آزادیاش بالا برود. او باید میان اعتماد به سیستم قضایی و گرفتن انتقامی شخصی تصمیم بگیرد، در حالی که گذشته جنگیاش نیز بر نحوه واکنش به هر تهدید اثر میگذارد.