دو زن پس از مرگ یکی از دوستانشان برای مرتب کردن وسایل او وارد خانهاش میشوند و میان جعبههای قدیمی مجموعهای نوار VHS پیدا میکنند. کنجکاوی باعث میشود یکی از نوارها را پخش کنند، اما تصاویر چیزی بسیار عجیب نشان میدهند: صحنههایی از خود آنها در مکانها و موقعیتهایی که هیچ خاطرهای از حضور در آنها ندارند. با دیدن نوارهای بعدی، تصاویر ترسناکتر میشوند و موجودی ناشناخته به شکلهای مختلف در پسزمینه ظاهر میشود. دو زن ابتدا احتمال میدهند دوستشان پیش از مرگ پروژهای پنهانی ساخته باشد، اما اتفاقهایی که در فیلمها دیدهاند کمکم در زندگی واقعی نیز تکرار میشوند. هر نوار مانند دریچهای به بخش تازهای از همان حضور شوم عمل میکند و خاموش کردن دستگاه نیز ارتباط را متوقف نمیکند. آنها باید بفهمند دوستشان چگونه با این موجود روبهرو شده و چرا نوارها مشخصاً آنها را نشان میدهند، پیش از آنکه تماشای گذشته به چیزی تبدیل شود که آینده خودشان را نیز تعیین میکند.