بِوِرلی، دختر نوجوانی در دهه ۱۹۹۰، پس از مرگ والدینش همراه مادربزرگش زندگی میکند و اطلاعات کمی از زندگی پدر و مادر جوانش دارد. روزی نوار کاستی قدیمیای پیدا میکند که والدینش برای یکدیگر مجموعهای از ترانهها روی آن ضبط کردهاند، اما برچسب بیشتر آهنگها ناخواناست. بورلی تصمیم میگیرد ترانهها را یکییکی پیدا کند تا از طریق موسیقی والدینی را بشناسد که فرصت زیادی برای زندگی با آنها نداشته است. جستوجو او را به فروشندهای در یک مغازه موسیقی و دو همکلاسی تازه میرساند و گروه کوچکشان با کمک هم دنبال آهنگهای گمشده میگردند. مادربزرگ بورلی نگران است کنجکاوی دختر خاطرات دردناکی را زنده کند، اما او نیاز دارد تصویر کاملتری از خانوادهاش بسازد. هر آهنگ بخشی از شخصیت، دوستیها و اشتباههای پدر و مادر را آشکار میکند و بورلی میفهمد شناختن آنها به معنای ساختن تصویر بینقص از گذشته نیست.