ویل در خانهای دورافتاده و خارج از جهان معمول زندگی میکند و کارش انتخاب روحهایی است که هنوز متولد نشدهاند. هر بار که یکی از انسانهایی که او پیشتر انتخاب کرده میمیرد، جای خالی تازهای ایجاد میشود و چند نامزد برای دورهای نهروزه به خانه ویل میآیند. او با پرسش، آزمون و تماشای زندگی دیگران میکوشد تشخیص دهد کدام روح آمادگی تجربه زندگی زمینی را دارد؛ کسانی که انتخاب نمیشوند نیز پیش از محو شدن فرصتی کوتاه برای تجربه چیزی از زندگی پیدا میکنند. مرگ ناگهانی آماندا، نوازندهای که ویل با دقت دنبال میکرد، او را آشفته کرده و همزمان اِما، نامزدی کنجکاو و آزاداندیش، شیوه سختگیرانه داوری او را به چالش میکشد. «Nine Days» فانتزیای تأملی درباره ارزش تجربههای کوچک، رنج، انتخاب و ترس از زندگی است. رابطه ویل با نامزدها آرامآرام او را مجبور میکند نه فقط آنها، بلکه گذشته و تصمیمهای خودش را نیز بررسی کند.