دایای ژانگ، دختر یک مدیر بزرگ فناوری هنگکنگ، در سفر کاری به آمریکا ربوده میشود و آدمربایان پیامی برای ری برسلین، متخصص فرار از زندان، باقی میگذارند. عامل اصلی لستر کلارک جونیور است که برای انتقام مرگ پدرش و معاملات قدیمی خانواده ژانگ نقشهای شخصی دارد. برسلین همراه شن لو، محافظ سابق دایا، و ترنت دِروزا رد گروگانها را تا زندانی مخفی در لتونی دنبال میکند که «ایستگاه شیطان» نام دارد. لستر نهتنها دایا، بلکه ابیگیل، شریک نزدیک برسلین، را نیز میرباید و خواستههای مالی و انتقام شخصی را به هم گره میزند. تیم نجات باید به مجموعهای نفوذ کند که دقیقاً برای جلوگیری از فرار ساخته شده است. هر عضو مسیر جداگانهای برای ورود انتخاب میکند و برسلین مجبور است از دانشی استفاده کند که سالها برای طراحی و شکستن سیستمهای امنیتی جمع کرده است. مأموریت این بار فقط بیرون آوردن زندانیان نیست؛ او باید با مردی روبهرو شود که تمام عملیات را برای کشاندن شخص خودش به داخل تله طراحی کرده است.