رابین کاوندیش در جوانی به فلج اطفال مبتلا میشود و پزشکان میگویند احتمالاً باقی عمرش را با دستگاه تنفس در بیمارستان خواهد گذراند. همسرش دایانا حاضر نیست این پیشبینی را به عنوان تنها شکل ممکن زندگی بپذیرد و با کمک دوستان، رابین را از بیمارستان به خانه میبرد. مهندس و دوست خانواده وسیلهای متحرک طراحی میکند که دستگاه تنفس را روی صندلی چرخدار قرار میدهد و برای نخستین بار امکان خروج و سفر را فراهم میکند. رابین که در آغاز امیدش را از دست داده بود، به تدریج دوباره در زندگی خانواده و جامعه حضور پیدا میکند و تجربه خودش را برای کمک به بیماران دیگری با شرایط مشابه به کار میگیرد. «Breathe» درام زندگینامهای درباره محدودیت جسمی و استقلال است و رابطه رابین و دایانا را در مرکز قرار میدهد. فیلم بیماری را با معجزه درمان نمیکند؛ بدن رابین همچنان به دستگاه وابسته است، اما فناوری، حمایت و تصمیم برای نپذیرفتن انزوای اجباری شکل زندگی او را تغییر میدهند. داستان نشان میدهد کیفیت زندگی فقط مسئله زنده ماندن پزشکی نیست و حق انتخاب، حرکت و ارتباط با دیگران نیز بخشی از مراقبت انسانیاند.