ریک، کارگر ساختمانی کمدرآمد، در واپسین روزهای زندگی یک سرمایهدار ثروتمند پیشنهاد عجیبی دریافت میکند: اگر در مراسمی قدیمی نقش «گناهخوار» را اجرا کند، پس از مرگ مرد بخش بزرگی از دارایی او به ریک میرسد. مراسم در ظاهر نمادین است و ریک که زندگی مالی دشواری دارد، آن را فرصتی غیرقابل تکرار میبیند. اما پس از مرگ سرمایهدار و انتقال ثروت، اتفاقهای ترسناکی شروع میشوند. ریک تصاویر و موجوداتی را میبیند که به جرمها و گناههای صاحب قبلی پول ارتباط دارند و کمکم میفهمد مراسم فقط یک سنت نمایشی نبوده است. او نهتنها ثروت، بلکه بار اعمال مرد را نیز به ارث برده است. هر تلاش برای خرج کردن یا رهایی از پول تهدیدها را بیشتر میکند و نزدیکانش نیز در معرض خطر قرار میگیرند. ریک باید ریشه آیین را پیدا کند و بفهمد آیا راهی برای شکستن انتقال گناه وجود دارد، پیش از آنکه داراییای که قرار بود زندگیاش را نجات دهد تمام آن را نابود کند.