پس از سرقت بانک، گروهی از مجرمان برای فرار از پلیس وارد جنگلی دورافتاده میشوند و انتظار دارند فقط چند ساعت در آن مخفی بمانند. مشکل زمانی شروع میشود که وسیله فرارشان ناپدید میشود و آنها مجبورند مسیر را پیاده طی کنند. «Battleground» یا «Skeleton Lake» خیلی زود نشان میدهد جنگل خالی نیست؛ یک کهنهسرباز جنگ ویتنام که سالها در آن منطقه منزوی زندگی کرده، هر غریبهای را مهاجم قلمرو خودش میبیند و با مهارت نظامی برای شکارشان آماده شده است. مجرمان ابتدا فکر میکنند سلاح و تعدادشان کافی است، اما دشمن محیط را بهتر میشناسد و از تله و غافلگیری استفاده میکند. پول سرقتشده و بیاعتمادی میان مجرمان نیز همکاری را سختتر میکند. فیلم جای نقشهای معمول شکارچی و قربانی را عوض میکند؛ کسانی که چند ساعت قبل مردم را تهدید میکردند حالا خودشان یکییکی تحت تعقیب قرار میگیرند. هدف اولیه خروج از جنگل است، اما برای زنده ماندن باید غرور و اختلافهایشان را کنار بگذارند و بفهمند با مردی روبهرو هستند که جنگ برای او تمام نشده و هر حرکت آنها را بخشی از نبرد شخصی خودش میبیند.