«جنگ میان» در آوریل ۱۸۶۲ و ماههای نخست جنگ داخلی آمریکا میگذرد. دو سرباز از جبهههای مخالف، پس از جدا شدن از نیروهای خود در قلمرو آریزونا، در صحرای سونورا گرفتار میشوند؛ جایی که گرما، کمبود آب و بیجهتی از دشمنی نظامیشان خطرناکتر است. آنها در آغاز یکدیگر را صرفاً به چشم دشمن میبینند، اما شرایط ناگزیرشان میکند برای یافتن آب، حرکت در بیابان و زنده ماندن همکاری کنند. فیلم از این موقعیت برای کنار هم گذاشتن دو انسانی استفاده میکند که یونیفرمها و باورهای جنگی از هم جدایشان کرده، اما نیازهای اولیه و ترس مشترک وادارشان میکند دیگری را خارج از قالب «طرف مقابل» ببینند. تنش اصلی نه فقط از احتمال درگیری دوباره، بلکه از پرسش اعتماد شکل میگیرد: هر همکاری تا کجا ادامه دارد و اگر راه نجات پیدا شود، آیا جنگ دوباره جای این همراهی موقت را خواهد گرفت؟ سکوتهای طولانی بیابان و فاصله از خطوط نبرد، تضاد میان جنگی سیاسی و نیاز بسیار شخصی این دو مرد به زنده ماندن را پررنگ میکند.