نوجوانی پس از ازدواج دوباره پدر یا مادرش با ورود نامادری تازهای به خانه روبهرو میشود. زن در ابتدا مهربان، حمایتگر و مشتاق ساختن خانوادهای جدید به نظر میرسد، اما رفتارهای کنترلگر و تناقضهای کوچک خیلی زود توجه نوجوان را جلب میکنند. تماس با افراد گذشته نامادری، عکسها و اطلاعاتی را آشکار میکند که با داستانی که درباره خودش گفته همخوانی ندارند. وقتی نوجوان نگرانیاش را با والدش در میان میگذارد، زن موفق میشود او را حسود یا ناسازگار نشان دهد و اعتماد خانواده به حرفهایش کمتر میشود. اتفاقهای خطرناکتر باعث میشوند احتمال وجود انگیزه مالی یا انتقامی مطرح شود. نوجوان باید بدون حمایت کامل بزرگسالان شواهد جمع کند و بفهمد آیا نامادری واقعاً قصد آسیب به خانواده را دارد یا ترس خودش باعث شده رفتارهای عادی را اشتباه تفسیر کند. هرچه به حقیقت نزدیکتر میشود، زن نیز متوجه تحقیق او میشود و رابطه خانگی به بازیای تبدیل میشود که در آن هر دو میدانند دیگری چیزی را پنهان میکند.