رونیت عکاس نیویورکی پس از اطلاع از مرگ پدرش به لندن پرواز می کند. رونیت در حال بازگشت به همان جامعه یهودی ارتدوکس است که دهههای قبل به دلیل جذابیت دوران کودکی اش به استی، یک دوست زن، از او دوری میکردند. دیدار مجدد تصادفی و شاد آنها به زودی شور و شوق سوزان آنها را دوباره شعله ور می کند زیرا این دو زن مرزهای ایمان و تمایلات جنسی را کشف می کنند.