گروهی از تفنگداران فضایی به مرکز تحقیقاتی در مریخ اعزام میشوند؛ جایی که آزمایشی ژنتیکی موجودات مرگباری ایجاد کرده است. تیم باید در راهروهای بسته پایگاه با تهدیدها مقابله کند و جلوی گسترش آلودگی را بگیرد. در میان همه این رخدادها، دوستی نقش تعیینکننده پیدا میکند و این جنبه جهت رابطهها را تغییر میدهد. اثر بدون شتاب، فضای اطراف را مهم نگه میدارد به شکلی که معلوم شود چرا فشار بیرونی رابطهها را تغییر میدهد. هرچه زمان میگذرد، خطر واقعی روشنتر میشود و گروه برای ادامه راه باید با پیامد رفتار قبلی روبهرو شوند. موقعیت مرکزی اثر، واکنشها را تحت تأثیر قرار میدهد که در طول روایت شخصیتها را به واکنش وامیدارد. در بخش عمده روایت، نتیجه تصمیمها بهتدریج جمع میشود؛ از این زاویه «عذاب» روی تجربه شخصیتها تکیه داشته باشد. زمینهای که قصه ساخته، راه فرار ساده را میبندد و همین ویژگی احساس خطر را به رابطهها پیوند میدهد.