داستان فیلم درباره جراح (دکتر پارسا) است که پس از 33 سال زندگی در آلمان به ایران بازمی گردد. دکتر پارسا با ورود به تهران، بر روی برادرزاده دوست خانوادگی آقای قناتی عمل قلب انجام می دهد. آقای قناتی از او می خواهد که با او به زادگاهش، بم، سفر کند. در سفر از کنار آوار و ویرانی می رانند و پارسا به یاد دوران کودکی خود می افتد.[نیازمند منبع]