شایلا، رویا و راگهو سه کودک از روستایی کوچک در آندرا پرادشاند که رؤیای پولدار شدن و انجام کاری بزرگ دارند. آنها به شکلی اتفاقی درباره جایزهای برای دستگیری داوود ابراهیم میشنوند و بدون درک کامل خطر تصمیم میگیرند خودشان این مجرم مشهور را پیدا کنند. نقشه کودکانه آنها خیلی زود با مسئلهای واقعی در روستا گره میخورد؛ یک شخصیت بانفوذ محلی از مردم سوءاستفاده میکند و کسی جرئت مقابله با او را ندارد. بچهها با استفاده از اینترنت، تلفن و اطلاعات نصفهنیمه وارد تحقیقی میشوند که آنها را به قاچاق، فساد و افراد خطرناک نزدیک میکند. پلیس و خانوادهها تصور میکنند ماجرا فقط شیطنت است، اما کودکان سرنخی پیدا میکنند که بزرگسالان نادیده گرفتهاند. آنها باید میان رؤیای اولیه دستگیری یک تبهکار جهانی و مشکلی که درست در کنار خانهشان قرار دارد تفاوت بگذارند. داستان با طنز نشان میدهد شجاعت سه کودک میتواند حقیقتی را آشکار کند، اما ناآگاهی از خطر نیز ممکن است همه را در موقعیتی قرار دهد که دیگر شبیه بازی نیست.