زنی جوان پس از بارداری یا دریافت خبری درباره میراث خانوادگی به خانهای قدیمی برمیگردد و متوجه میشود زنان خانوادهاش نسلها با آیینی پنهان ارتباط داشتهاند. مادر و بستگانش درباره گذشته توضیح کاملی نمیدهند و هشدار میدهند بعضی اتاقها و اشیا نباید لمس شوند. با نزدیک شدن زمان تولد یا رویدادی خانوادگی، خوابها و اتفاقهای ماورایی شدت میگیرند و زن میفهمد فرزند یا بدن خودش در مراسمی قدیمی نقش دارد. اسناد خانوادگی نشان میدهند «حق تولد» در این خاندان فقط ارث مالی نیست، بلکه قدرت و بهایی است که از نسلی به نسل دیگر منتقل شده است. او تلاش میکند بدون اعتماد کامل به اعضای خانواده حقیقت را پیدا کند و بفهمد آیا مادران پیشین داوطلبانه این سنت را پذیرفتهاند یا قربانی آن بودهاند. هر تصمیم میتواند هم خودش و هم کودک آینده را تحت تأثیر قرار دهد. زن باید پیش از اجرای آیین تعیین کند آیا راهی برای شکستن چرخه وجود دارد یا فرار کردن فقط باعث میشود نیرویی که خانواده سالها مهار کرده آزاد شود.