هنگامی که بیشتر ابرقهرمانان زمین توسط مهاجمان فضایی ربوده میشوند، فرزندان آنها برای امنیت به مقر دولتی منتقل میشوند. میسی مورنو، دختر قهرمان مشهور مارکوس مورنو، خودش قدرت مشخصی ندارد و بیشتر عمرش را زیر سایه والدین ابرقهرمان دیگران گذرانده است. وقتی مهاجمان بزرگسالان را اسیر میکنند و مقر نیز امن نمیماند، میسی همراه گروهی از کودکان با تواناییهای بسیار متفاوت تصمیم میگیرد فرار کند و والدینشان را نجات دهد. بعضی بچهها قدرتهای کاربردی دارند و بعضی تواناییهایی که در ابتدا خندهدار یا کنترلناپذیر به نظر میرسند. مشکل اصلی این است که هیچکدام به کار گروهی عادت ندارند و اختلاف میانشان مأموریت را بارها به خطر میاندازد. میسی بدون قدرت ویژه باید نقش رهبر را بپذیرد و ثابت کند برنامهریزی و اعتماد میتواند به اندازه نیروی فوقانسانی اهمیت داشته باشد، بهخصوص زمانی که کودکان متوجه میشوند تهدید واقعی شاید بزرگتر از نجات چند قهرمان باشد.