اَجی و آسترید، زوجی که منتظر تولد فرزندشان هستند، همراه چند دوست در جاده با زنی جوان به نام مایا روبهرو میشوند و قبول میکنند او را به خانه خانوادهاش برسانند. مادر مایا، دارا، با ظاهری آرام و مهماننواز از گروه میخواهد شب را در خانه بزرگ و دورافتاده آنها بمانند. رفتار خانواده از همان ابتدا کمی غیرعادی است، اما باران و فاصله زیاد تا شهر باعث میشود دوستان پیشنهاد را بپذیرند. پس از شام، نشانههایی از خشونت و آیینهای عجیب در خانه دیده میشود و گروه میفهمد میزبانانشان خانوادهای معمولی نیستند. راه خروج بسته میشود و اعضای خانه با هماهنگی ترسناکی مهمانان را شکار میکنند. آسترید که باردار است و اَجی که برای محافظت از او تلاش میکند، باید در ساختمانی که صاحبانش تمام مسیرهای پنهانش را میشناسند راه فرار پیدا کنند. هر اتاق اطلاعات بیشتری درباره گذشته دارا و دلیل جذب مسافران به این خانه آشکار میکند.