دانشجویی مصری برای مقابله با جرم و بیعدالتی رباتی قدرتمند به نام موسی میسازد. ورود این ماشین به زندگی واقعی، او را درگیر تعقیب پلیس، گروههای خلافکار و پرسش درباره کنترل فناوری میکند. موقعیت مرکزی اثر، خطرها را واقعیتر میکند و این وضعیت اهمیت همکاری را بیشتر نشان میدهد. در طول این مسیر، فشار موقعیت بیشتر میشود به همین دلیل آدمها مجبور میشوند روش قبلی خود را تغییر دهند. در کنار خطر یا مأموریت، میل به استقلال مطرح میشود و این جنبه جهت رابطهها را تغییر میدهد. اثر بدون شتاب، تردیدها را پررنگ نگه میدارد تا روشن شود چرا ترس میتواند قضاوت را تغییر دهد. بدون آشکار کردن سرنوشت نهایی، انتخابها از حادثهها مهمتر میشوند؛ به واسطه همین مسیر «موسی» مسئله اصلی را تا زمان مناسب زنده نگه دارد. فضای پیرامون شخصیتها، ریتم حرکت شخصیتها را تعیین میکند که در طول روایت شخصیتها را به واکنش وامیدارد. در لایه شخصی داستان، پذیرش تفاوتها اهمیت پیدا میکند و این موضوع با تصمیمهای اصلی گره میخورد.