پس از چند موج حمله بیگانه، بخش بزرگی از جمعیت زمین از بین رفته و بازماندگان نمیدانند مرحله بعدی دشمن چه خواهد بود. کسی سالیوان، نوجوانی که در آشوب اولیه از خانوادهاش جدا شده، تلاش میکند برادر کوچکش سم را پیدا کند. او در مسیر با ایوان واکر آشنا میشود؛ جوانی که جانش را نجات میدهد اما رازهایی دارد که اعتماد به او را دشوار میکند. همزمان گروهی از کودکان و نوجوانان، از جمله سم و بن پریش، در پایگاه نظامی آموزش میبینند تا با «دیگران» مبارزه کنند. مشکل اصلی این است که بیگانگان میتوانند ظاهری انسانی داشته باشند و همین موضوع مرز میان دشمن و دوست را از بین میبرد. «موج پنجم» علمیتخیلی پساآخرالزمانیای است که بقا را با بحران اعتماد ترکیب میکند. کسی برای رسیدن به برادرش باید از جهانی عبور کند که در آن اطلاعات ناقص، ترس و دستکاری میتواند به اندازه خود مهاجمان مرگبار باشد.