هزار سال پس از آنکه تمدن بشر به دلیل جنگی ویرانگر از هم فروپاشیده، شهر لندن به صورت ماشینی عظیم روی چرخ حرکت میکند و برای بقا شهرهای کوچکتر را شکار و منابعشان را مصرف میکند. تام نتسورثی، شاگرد جوان موزه لندن، به طور اتفاقی با هستر شاو روبهرو میشود؛ دختری زخمی که برای کشتن تادیوس ولنتاین، یکی از چهرههای قدرتمند شهر، انگیزهای شخصی دارد. برخورد کوتاه آنها رازهایی درباره گذشته ولنتاین و خانواده هستر را آشکار میکند و هر دو بیرون از امنیت لندن قرار میگیرند. در جهانی که «داروینیسم شهری» قانون غالب است، آنها باید میان شهرهای متحرک، بازارهای خطرناک و گروههای مقاومت راهی برای زنده ماندن پیدا کنند. همزمان ولنتاین پروژهای را دنبال میکند که میتواند توازن قدرت را به سود لندن تغییر دهد. فیلم ماجراجویی دو جوان را با نبرد سیاسی بزرگتری پیوند میدهد؛ یکی ابتدا به نظام شهرش ایمان دارد و دیگری از همان نظام زخم خورده است، و حقیقت آنها را مجبور میکند تصویر متفاوتی از آینده ببینند.