جکسون در مزرعه خانوادگی نزدیک مرز آمریکا و مکزیک زندگی میکند و در جریان درگیری با مهاجران، نوجوانی مکزیکی را بهطور تصادفی میکشد. او بهجای روبهروشدن با پلیس، از مرز عبور میکند و برای پیدا کردن خانواده قربانی راهی مکزیک میشود. سفرش به جستوجویی برای بخشش تبدیل میگردد و نگاه سادهاش به مرز، مهاجرت و مسئولیت شخصی را تغییر میدهد.