در آیندهای نزدیک، شهر به منطقههایی تقسیم شده که انسانها و رباتهای انساننما در آن کنار هم زندگی و کار میکنند. دیوید کارمایکل، کارآگاه خصوصی، مأمور میشود دختر گمشده یک صنعتگر ثروتمند را در «زون ۴۱۴» پیدا کند؛ منطقهای بسته که برای رباتها و مشتریان خاص ساخته شده است. تنها راهنمای واقعی او جین، رباتی پیشرفته است که رفتاری بسیار انسانی دارد و خودش نیز از جایگاهش در این سیستم ناراضی است. کارمایکل متوجه میشود دختر پیش از ناپدید شدن درباره رابطه شرکت پدرش با رباتها و آزمایشهای محرمانه تحقیق میکرده است. هرچه او و جین بیشتر پیش میروند، مرز میان انسان و ماشین پیچیدهتر میشود و کسانی که ظاهراً «مالک» رباتها هستند رفتاری غیرانسانیتر از ساختههایشان نشان میدهند. کارمایکل باید بفهمد آیا دختر از منطقه فرار کرده، ربوده شده یا چیزی را کشف کرده که شرکت نمیخواهد آشکار شود. جین نیز در طول تحقیقات با این پرسش روبهرو میشود که آیا خاطرات و احساساتش واقعیاند یا فقط بخش دیگری از برنامهای که برایش نوشته شده است.