«من و آقای کریسمس» درباره زویی، متخصص روابط عمومی است که بهتازگی شرکت مستقل خودش را راه انداخته و برای دیده شدن به یک مشتری موفق نیاز دارد. دوستانش پیشنهاد میکنند یکی از شرکتکنندگان مسابقه سالانه «آقای کریسمس» را مدیریت کند؛ رقابتی چندمرحلهای که مردان مجرد شهر در فعالیتهای مناسبتی شرکت میکنند. زویی سام، صاحب کتابفروشی، را گزینهای مناسب میبیند و مطمئن است با کمی تغییر ظاهر و تبلیغات میتواند او را به برنده تبدیل کند. تنها مشکل این است که سام علاقهای به مسابقه ندارد و حتی حالوهوای کریسمس را چندان دوست ندارد. زویی با اصرار او را وارد برنامه میکند و هر مرحله، از تزئین تا فعالیتهای گروهی، به فرصتی برای شناخت بیشتر آنها تبدیل میشود. رابطه کاری کمکم با احساسات شخصی مخلوط میشود و زویی باید تشخیص دهد موفقیت کمپین برایش مهمتر است یا صداقتی که میانشان شکل گرفته. فیلم عاشقانه مناسبتی از رقابت به عنوان بستری برای تغییر نگاه دو شخصیت استفاده میکند: یکی میخواهد همه چیز را برند کند و دیگری باید دلیل فاصلهاش از جشن را دوباره بررسی کند.